دوشنبه , ۴ تیر ۱۳۹۷

خانه / اخبار داغ / حوادث / انتقام آتشین پسر عاشق پیشه

انتقام آتشین پسر عاشق پیشه

به نقل از روزنامه ایران، ساعت 12 شب 14 شهریور ماه سال‌جاری اهالی منطقه ستارخان با شنیدن صدای شدید انفجار به کوچه‌شان ریختند و همزمان با کمک به اهالی خانواده همسایه با پلیس 110 و آتش‌نشانی تماس گرفتند.
چند دقیقه‌ای نگذشته بود که مأموران کلانتری ستارخان به بررسی صحنه آتش‌سوزی پرداختند و آتش‌نشانان نیز با مهار سریع آتش از حریق در خانه جلوگیری کردند و این در حالی بود که شیشه‌ها کاملاً شکسته شده بود.
با بررسی‌های کارشناسانه مشخص شد سه کوکتل مولوتف در محل وجود دارد که تنها یکی از آنها عمل نکرده و انفجار دو کوکتل مولوتف دیگر باعث شکسته شدن شیشه‌های خانه و اصابت به خودرویی داخل حیاط شده است.
پس از بررسی‌های میدانی، خانواده دختر به کلانتری مراجعه کردند و از پسری به نام افشین که دخترشان را تهدید کرده بود شکایت کردند و خواستار بازداشت وی شدند.
وقتی ماجرای این حمله آتشین روی میز دادیار مهدی صفریان از دادسرای ناحیه 2 تهران قرار گرفت، اعظم مادر خانواده به وی گفت: سحر دختر نوجوانم است که دو سال پیش با پسر جوانی آشنا شد، پس از گذشت مدتی سحر متوجه شد که افشین به درد زندگی کردن نمی خورد تصمیم به جدایی گرفت اما از همان زمان مزاحمت‌های افشین شروع شد تا اینکه تهدید‌ها جدی‌تر شد. وی افزود: شب حادثه در حال استراحت بودیم که با شنیدن صدای شکستن شیشه پذیرایی از اتاق بیرون دویدیم و همزمان صدای انفجار از داخل حیاط شنیده شد که خوشبختانه همسایه‌ها با آتش‌نشانی و پلیس تماس گرفتند و با آمدن مأموران آتش‌نشانی و پلیس متوجه شدیم کوکتل مولوتف به داخل خانه و حیاط پرتاب شده بود و از آنجایی که افشین تهدید کرده بود، به کلانتری مراجعه و از این پسر شکایت کردیم. سحر دختر نوجوان نیز به دادیار صفریان گفت: 17 ساله هستم و دو سال پیش در فضای مجازی از روی کنجکاوی با پسر 19 ساله‌ای به نام افشین آشنا شدم و با مزاحمت‌هایی که برایم به وجود می‌آورد تصمیم گرفتم از او جدا شوم اما از همان موقع تهدید‌ها و اذیت‌هایش شروع شد تا اینکه این اتفاق پیش آمد.
بنابر این گزارش، در حالی که افشین تحت تعقیب قضایی قرار داشت، خانواده دختر نوجوان اعلام رضایت کردند.

دادیار مهدی صفریان:
متأسفانه در برخی از موارد نبود ارتباط میان والدین و فرزندان باعث ایجاد مشکلاتی از این دست می‌شود. ابزارهای ارتباط جمعی بخصوص در شکل نوین آن در کنار پیامدهای مثبتی که دارد، باعث ایجاد بروز ناهنجاری‌های رفتاری بخصوص در میان نوجوانان می‌شود. نسل گذشته غالباً اطلاعی از کارکرد و نحوه نظارت بر ابزار‌های ارتباطی جدید نداشته و در پاره‌ای از موارد سعی در رفع این نقیصه نمی‌کنند. گفتمان میان اعضای خانواده به دلایل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به طرز چشمگیری در قیاس با گذشته کم شده است به نحوی که اعضای خانواده بندرت در تعامل با یکدیگر و انتقال تجربیات مفید هستند. در این شرایط نوجوانان بیشتر تجربیات جدید خود را از طریق دوستان و فضای مجازی، اینترنت و برنامه‌هایی چون اینستاگرام، وایبر و… دریافت می‌کنند. در پرونده پیش‌رو نیز شاهد هستیم دختر نوجوان تحت تأثیر ابزارهای جدید و دوستان و در خلأ نظارت والدین خود اقدام به دوستی با پسری خارج از چارچوب تعیین شده مذهبی، فرهنگی و اجتماعی کرده است. متأسفانه هر دو نوجوان این امر را دلیلی بر روشنفکر بودن دانسته و به این رابطه ادامه می‌دهند. حتی شاهد هستیم که بعد از ورود والدین، مشکلات جدی‌تر می‌شود و والدین به جای برخورد منطقی و گفتمان اقدام به موضعگیری می‌کنند که عواقب آن را در این پرونده می‌بینیم. توسل به دستگاه قضایی به عنوان حق یک فرد به صراحت در قانون اساسی پیش‌بینی شده است اما درخواست‌های ترک تعقیب نابجا در پاره‌ای از پرونده‌ها نظیر پرونده پیش‌رو باعث می‌شود اشخاص متخلف با جسارت بیشتری اقدام به تکرار رفتارهای نابهنجار خود کنند. متأسفانه شکات این قبیل از پرونده‌ها به علت ترس از آبروریزی اقدام به رفتارهایی از این دست می‌کنند. پیشنهاد می‌شود والدین زمان بیشتری را با فرزندان خود بخصوص در سنین بحرانی گذرانده و در قالب گفتمان و تعامل اقدام به انتقال تجربیات کرده و از سوی دیگر با تطبیق خود با ابزارهای ارتباطی و مجازی جدید، اقدام به نظارت بر کارکرد فرزندان خود کنند. همچنین حفظ اسرار پرونده از جمله وظایف شغلی وکلا و قضات بوده که در قانون مجازات اسلامی نیز ضمانت اجرا برای آن در نظر گرفته شده است پس شکات این قبیل از پرونده‌ها به دور از هر گونه ترسی می‌توانند پرونده خود را پیگیری کرده تا فضای مجرمانه برای این دست مجرمان تنگ‌تر از گذشته شود.

همچنین ببینید

فاجعه در بیمارستان میلاد/خودکشی مردی که به خاطر 300 هزار تومان پذیرش نشد

مرد ۴۷ ساله درحالی‌که از درد به‌خودش می‌پیچید، راهی بیمارستان دولتی در تهران شد اما …

دیدگاهتان را بنویسید